مخروبه

متن مرتبط با «من به بهار گفته ام» در سایت مخروبه نوشته شده است

حکایت این روزهای مخروبه نشین

  • نیلوبلاگ

    وقتی دلتنگی، وقتی بی حوصله ای، وقتی توی تنهایی به تک تک ثانیه های زندگی ت فکر می کنی؛ اون وقته که به خود می گی: هی فلانی، چه کردی با خودت. ولی چه فایده؟ نه می تونی زمان رو به عقب برگردونی، نه می تونی زندگی از دست رفته رو دوباره بگذرونی... این جور می شه که اسمش رو می ذاری تجربهxa0و خودت رو گول می زنی و حسابی از خجالت خودت در میای! حال حکایت این مخروبه نشین هم همینطوره...به خودش و اطرافیانش دروغ می گه و حتی سر خودش رو زیر برف می بره تا مبادا کسی از چشماش بفهمه چه قدر از تنهایی ترسیده....

    ادامه مطلب
  • وقتی بی بهانه دلتنگ می شوی....

  • نیلوبلاگ

    همین حالا ها، همین لحظه ها یکهو، بی بهانه دلتنگ می شوی و یاد روزهای شاد می افتی و قطره اشکی در چشمانت حلقه می زند و xa0صدایی در گوشت می پیچد که هر چند تلخ است اما یادآور روزهای شیرین و بدون دلتنگی است...هرچند این روزها، در آغاز زندگی جدیدم بی هیچ پروایی، می خوام تمام دل نگرانی ها و دل تنگی هایم را فراموش کنم و به دور اندازم و فقط به زندگی پر غرور نوینم بیندیشم...آنچنان سرافراز که خود می دانم و می خواهم و لایقش نیز هستم، این را می دانم که تمام این راه را می باید تنها بپیمایم، راه آغاز زندگی نوین ...

    ادامه مطلب
  • من به بهاری دیگر می اندیشم...

  • نیلوبلاگ

    همی گویم و گفنه ام بارها بود کیش ما کیش دلدارها xa0 امروز با خودم فکر می کردم که زندگی مگر به چه می ارزد؟ چند بار خواستم بگم عشق (که بارها گفتم) اما ترسیدم و به خودم فریبنده و زیرکانه خرامشی کردم و با لبخندی از سر شوق گفتم عشق و عشق و عشق. می خواهم بهاری دوباره تجربه کنم و می دانم بهاری نو می رسد. و من صبورانه ایستاده ام چشم به راه. دروغ نگم دیگر آن غرور جوانی رو ندارم. حالا در 33 سالگی نگاه متفوت و شاید عاقلانه تری به اطرافم دارم. همین هم از صدقه سر تجربه های تلخ و زندگی بر باد رفته و البته دوس...

    ادامه مطلب